العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
124
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
داخل آن گذاشتم در جواب آن امام عليه السّلام چنين نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نامهات رسيد خدا نگهدارت باشد . نامهاى كه در جوف آن بود نيز خواندم و متوجه تمام مضامين آن با اختلاف و اشتباهات زيادى كه در آن بود شدم اگر تو نيز دقت كرده بودى متوجه مقدارى از آنها ميشدى . خدا را ستايش ميكنم ستايشى شايسته بر لطف و احسانى كه نسبت بما خانواده داشته خداوند حق را تمام و باطل را از ميان بر ميدارد و گواه است بر من نسبت به آنچه را برايت ذكر ميكنم وقتى در قيامت جمع شويم و از ما بازخواست كند نسبت بمسئله مورد بحث بدان كه خدا براى نويسنده نامه برگزيده آن و بر تو و هيچ يك از مردم امامت و وجوب اطاعت و تعهدى قرار نداده اينك برايت مختصرى توضيح مىدهم كه براى شما كافى باشد . بدان خداوند مردم را بيهوده نيافريده و نه آنها را به خود واگذار نموده بلكه بقدرت خويش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و خرد داده سپس انبياء را براى مژده و تهديد فرستاده تا مردم را امر باطاعت و نهى از معصيت خدا كنند و آنها را مطلع نمايند از اسرار پروردگار و دينشان و براى ايشان كتاب فرستاده و ملائكه نازل كرده و امتيازى به پيامبران داده كه آنها را برترى و فضيلت بخشيده با معجزات و دلائل آشكار و نشانههاى عالى كه بايشان بخشيد . براى بعضى از آنها آتش را سرد و سلامت كرد و او را خليل خود گرفت و با بعضى ديگر سخن گفت و عصايش را اژدها كرد ديگرى مرده را زنده ميكرد باذن خدا و كور و برص را شفا ميداد و آن ديگر را به زبان پرنده آشنا كرده بود و از هر چيزى به او عنايت نمود سپس محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را رحمت براى جهانيان قرار داد و بوسيله او نعمتش را تمام و نبوت را ختم نموده و رسالتش را جهانى نمود دلائلى كه شاهد راستى او باشد آورد و آيات و علاماتى را ابراز نمود . سپس او را قبض روح كرد با سعادت و شايستگى و خلافت را بعد از او ببرادر و پسر عمو و وصى و وارثش علي بن ابى طالب سپرد . سپس بجانشينان